Copyright © 2014 by "S.M.SH"
All Rights reserved
E-Mail: qomp@qomp.ir
IMG_5361 IMG_5363 IMG_5369
IMG_5370 IMG_5387 IMG_5389
IMG_5393 IMG_5403 IMG_5405
IMG_5406 IMG_5407 IMG_5419
IMG_5436 IMG_5443 IMG_5444
IMG_5452 IMG_5454 IMG_5458
IMG_5471 IMG_5463 IMG_5475
IMG_5479 IMG_5487 IMG_5492
IMG_5494 IMG_5511 IMG_5513
IMG_5532 IMG_5514 IMG_5527
IMG_5546 IMG_5515

مرحوم حاج سید مهدی چهل اخترانی

کمتر عشقبازواقعی در قم می باشد که نام حاج مهدی چهل اخترانی را نشنیده باشد و یا در حسرت دیدن و یا داشتن کبوترانی از خال کبوتران این شخص نباشد. در مورد کبوتران حاج مهدی چهل اخترانی سخن ها بیشمار بوده است، در برخی مواقع اغراق و در برخی مواقع اجحاف. بسیار دیده شده است اشخاص جهت کسب اعتبار و یا به رخ کشیدن کبوتران خود و اثبات اصیل بودن کبوتران خود کبوترانی از گنجه خود را منتسب به کبوتران مرحوم حاج مهدی چهل اخترانی کرده اند و سخنانی از قبیل: این از پشت کبوتران پشت خال قرمز یا قاره ها و یا قلمکار های حاج مهدی می باشد و در برخی مواقع انتسابات نادرستی از ماهیت این کبوتران داده شده است مانند اینکه کبوتران حاج مهدی از پشت کبوتران فلان شخص بوده است. اما واقعا حاج مهدی کیست وخال کبوتران او چه بوده است؟ پاسخ این سئوالات را در زیر از زبان حاج  ح.ب. از هم محله ای های قدیمی و دوست خونه یکی ایشان خواهیم شنید. متن زیر تا حد امکان محاوره ای خواهد بود و کسانی که به لهجه قمی آشنایی داشته باشند خواندن این متن با این لهجه برای ایشان شیرین تر خواهد بود.

حاج ح. ب.:

من از 12 سالگی با کبوتر های حاج مهدی چهل اخترانی  عاشق کبوتر شدم و الان 50 سال است که آب توی آبدونی اونها می کنم . قدیم صبح می اومدم بالا و تا 4 یا 5 بعد از ظهر که آخرین کبوتر حاج آقا مهدی می نشست بالا بودم. مادر خدا بیامرزم از پایین داد می زد آخه بچه تو گرسنه نشدی؟ تشنه نیستی؟ اصلا چشمات دیگه جایی رو میبینه؟ من می گفتم: ننه هنوز از آقا کفتر بالاست من نمیام. نگاه می کردم ببینم از کبوتر های آقا جایی می افته برم بگیرمش. بالاخره یک روز یکی از چشم سیاه هاش روی مسجد جمعه هرز افتاد. اون موقع توی کل آذر یکی گنبد مسجد جمعه بلندی بود یکی گنبد چهل اختران و کبوترهای خوبی روی این دو تا جا هرز می کردند. رفتم و به هر ترفند اون کبوتر را گرفتم ولی محمد سوسکی به زور از من گرفت و برد داد به علی فتح الله. اون هم از حاج خر یک ماده گرفت زد به تنش و شد سر سلسله زردی های علی فتح الله که همه می گویند. سال بعدش علی فتح الله با جوجه همین کبوتر ابوجهل را برد. بعدا فهمیدم که فقط من به این روش دنبال کبوتر های آقا نبودم و خیلی از عشقباز های بزرگ با اجیر کردن آدم به این روش دنبال کبوترهای آقا هستند. یک سال مومنی که روبرو حرم کبوتر بازی می کرد یکی از نر ابلق های آقا که رو حوض حرم حضرت معصومه سر ظهر هرز کرده بوده را وسط جمعیت می پره وسط حوض و اون کبوتر را می گیره و می ده به شاطر عباس. شاطر عباس هم اون را می بره می دهد به علی فتح الله و تا چند وقت هر ماده ای تن این حیون کردن جفت نخورد .آخرش علی فتح الله  شاطر عباس را برای گرفتن یک ماده از خود حاج مهدی پیش اون می فرسته و تا حاج مهدی اون را می بینه می گوید هان نر جفت نخورده؟ این آدم اینجور کبوتر هاش را می شناخته و اطلاعات از آنها داشته است. وقتی که فوت شد بالای هزار صفحه از کبوتر هاش نوشته داشت. یک ماده را تن 10 تا نر می کرد تا عصاره اش را بگیرد. شوخی نیست 70 سال با کبوتر سرو کله زد. کبوتر به کسی نمی داد مگر اینکه کسی از اون هرزی می گرفت. از هیچ شهری توی کبوتر هاش نبود به جز چند تا از کبوتر های پهلوان اکبر کاشان. یکبار که مثل همیشه پیش حاج مهدی بودم عمو تقی که تو شمران بازی می کرد که کبوتر هاش خیلی معروف بودند یک جفت از کبوتر های  تهرانی که لحاف هستند(بزرگ هستند) و تاپ تاپی می پرند(هنگام بلند شدن صدای زیادی دارند)  آورد واسه حاج مهدی و وقت رفتن دیگه حاجی را با ترفند، نمک گیر کرده بود یک جفت از خال سبز های حاج مهدی هدیه برد و از سری اون زیاد کرد و شدند کبوتر های حاج تقی تهرانی که  تو شمران صبح می زدند شب بالا می موندن. بعد ها ابول قناد رفت و از اون خرید چون خود حاج آقا مهدی بهشون کبوتر نمی داد. کبوتر های حاج تقی را هم حاجی داد به من و گفت من که این ها را نمی پرونم تو بپرون. من هم جوجه اونها را پروندم تو تیر ماه پر سوم سنگ کوب کردن افتادن تو باغ ایزدی. نزدیک به پیروزی انقلاب برادر بزرگ حاج آقا مهدی بخاطر فعالیت سیاسی به کربلا فرار کرد و حاج مهدی هم به شازده داماد رضا شاه در باغ تقی آباد پشت شاهزاده عبدالعظیم شهر ری پناهنده شد. اونجا هم تعدادی کبوتر برای شازده درست کرد که به کبوترای شازده معروف شدند و بعد که حاج مهدی به قم برگشت تعدادی از اونها را با خودش آورد. بعد از انقلاب سر 450 کبوتر حاج مهدی را بریدند و من هم چون همیشه باهاش بودم را لو دادند و سر 150 تا از کبوتر های من را بریدند و بعد از اون الان نزدیک به 25 سال است که دیگه کبوتر هوا نکردم. حاج مهدی هم سال 84 یا 85  در سن 95 سالگی فوت کرد. این سید بعد از مرگش هم کبوتربازی می کنه که بادلیل می گویم. یکبار بنا به دلایلی تعدادی از کبوتر ها را به آقای ف. توی شهریار کرج فروختم و شبش حاج مهدی به خوابم اومد و اخم کرد اقا ف با همون کبوتر ها ستار از کاشان را برد. سال بعدش آقای س. از کرج که الان کبوتراش همه کبوتر فم هستن بواسطه یکی از دوستان اومد روی بوم من و اصرار به خریدن همین چشم سیاه ها کرد که من قبول نکردم. به همین امام زاده(اشاره به چهل اختران) چهار زانو نشست وسط همین بوم و گفت تا از این کبوتر ها به من ندی پایین نمیام خلاصه از چشم سیاه ها بهش دادم شب حاج مهدی به خوابم آمد گفت: ح نگفتم که این چشم سیاه ها را به کسی نده؟!! اصل خال کبوتر های حاج مهدی سفید چشم سیاه کاکلی ، بور بوری(دست پر قوشی)، خال سبز و یکسری زردی.

حاج مهدی اصلا نه قاره داشته و نه قلمکار اصل خال کبوتراش همین ها هست که می بینی.

تعدادی از خصوصیات ایشان را براتون بنویسم و امیدوارم این خصوصیات را در انتهای متن اصلی وبلاگتون و نه در نظرات وبلاگ قراردهید ایشان شخصی یکبعدی نبودند که فقط کارشان عشقبازی باشه ‘ خصوصیات قابل توجهی دارن که امیدوارم به درد همه عشقبازهای ایرانی بخوره

1-اگر با کسی رفاقت میکرد تا نهایت جان بر رفاقتش اصرار میکرد

2-با کسانی که نماز نمیخوندن رفاقت نمیکرد

3-نماز شب را از جوانی هر شب به جا میآورد

4-در مسائل اعتقادی پیشرو بود همچنانکه در 15 خرداد سال 42 جلودار قیام قم بود و به این علت چند سال فراری بود

5-هرگز اجازه نمیداد فرزندانش به کبوتر مشغول و از درس خواندن باز بمانند

6-ارادت خاصی به مراجع خصوصا ایت الله مرعشی نجفی داشت و هر از گاهی با ایشان ملاقات میکرد

7-به حساب سال و خمس اهمیت میداد

8-در برگزاری مراسم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام پیش قدم بود